رسیدن به سال 1394 یعنی
گذشت 37 سال از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی. آیا بیش از ثلث قرن زمان، به
ما این امکان را که در مسیر آرمانهای حکومت اسلامی گام برداریم داده است؟
آن حکومتی که حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) و حضرت امیر (علیه
السلام) آن را تشکیل دادند و ما نیز پیرو آن بزرگواران و در غیاب حضرت حجت
(عجل الله تعالی فرجه الشریف) به تشکیل آن اقدام کردیم!
آیا با این مقدار زمان،
توانسته ایم در مسیر آرمانهای حضرت امام (رحمه الله علیه)، معمار و
بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران گام برداریم؟ در مجموع چه نمره ای به خودمان
میدهیم؟!
آیا بسط و گسترش اسلام و
آموزه های آن در عالم و در رأس آن، در کشور ام القری جهان اسلام، آن چنان
که مدنظر حضرت امام (رحمه الله علیه) بوده و در جای جای کلام و سخنان ایشان
موج میزند، صورت گرفته است؟!
به فرهنگ و وضعیت فرهنگی جامعه چه نمره ای میدهیم؟ و ... .
البته طرح این مطالب دلیل
بر بدبینی و سیاه نمایی وضع موجود در جامعه نیست! بلکه: اولاً: ارائه نقطه
نظری واقع بینانه توأم با سخت گیری است؛ و ثانیاً: طرح لایه ای آشکار از
توقع موجود و لازم از آرمانها و ارزشهای شایسته و بایسته یک حکومت اسلامی و
کشور اسلامی است و درصد تحقق آن در سطح جامعه و مسئولین... .
البته بر وجود فضایی توأم
با نشاط و آمیخته با دین، در بین اقشار مختلف و به خصوص قشر جوانِ کشور صحه
میگذاریم، رهبری نیز بارها از وجود چنین فضایی در بین این قشر ابراز
امیدواری نموده اند، اما همواره بر لازمه کار و برنامه ریزی فرهنگی نیز
تأکید مؤکد داشته اند و این امر را به عنوان یکی از دغدغه های ثابت خود
برای مسئولین امر مطرح میکنند.
بنابراین، همه بر این نظر که پرداختن به امور و فعالیتهای فرهنگی ضروری است اتفاق نظر داریم.
از طرفی نیز میدانیم و
منکر این مطلب هم نیستیم که در این 37 سال فعالیتهایی در این راستا صورت
گرفته؛ که گاه تأثیرگذار، گاه خنثی و گاه در خلاف جهت آرمانهای امام و
انقلاب بوده است.
بنا به همین احساسِ نیاز،
به مرور سعی میشود برخی دغدغه ها طرح شود. البته سعی بر این است که این
دغدغه ها ترجیحاً در قالب برنامه ارائه شود، تا علاوه بر طرح، راهکار آن
نیز ارائه شود. بدیهی است طرحهای مربوطه، خالی از اشکال نخواهد بود و نظرات
خوانندگان عزیز در اصلاح و تکمیل آن کمک مؤثری خواهد بود.